بسمک یا الهی
وَ هذا کِتابٌ انزَلناهُ مُبارَکٌ فَاتَّبِعوه
و این قرآن کتابی است که ما با خیر وبرکت فرستادیم پس از آن پیروی کنید.
ضمن ِ عرض تبریک و تهنیت، به مناسبت ِ سالروز ولادت دخت ِ علی مرتضی و فاطمه ی زهرا ،اسوه ی صبر و شکیبایی، در طول تاریخ ،حضرت زینب کبری سلام الله علیهاُ مفتخرم به اطلاع دوستان ِ گرامی برسانم؛
با عنایات خداوند متعال برآن شدیم تاهر چه در زندگی به آن محتاجیم را از قرآن بیاموزیم، لذا با همکاری جمعی از دوستان وبلاگ نویس، سلسله جلسات ِ هفتگی قرآن همراه با ترجمه، تفسیر، پرسش و پاسخ و...وانشاءلله هر بار در یک وبلاگ خواهیم داشت.
با مدد از حضرت زینب کبری (س) ، شروع اولین جلسه از این سلسله جلسات نورانی را در این روز ِ خجسته و مبارک با موضوع ِ "حجاب" و این بار آیه ی 59 سوره ی احزاب آغاز خواهیم نمود.
انشاءلله که مورد عنایت و توجه قرار گیرد و مفید واقع شود.
يَأَيهَا النَّبىُّ قُل لاَزْوَجِك وَ بَنَاتِك وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلَبِيبِهِنَّ ذَلِك أَدْنى أَن يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً(59)
اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤ منان بگو جلبابها (روسرى هاى بلند) خود را بر خويش فرو افكنند، اين كار براى اينكه (از كنيزان و آلودگان ) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است و (اگر تاكنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده ) خداوند همواره غفور و رحيم است.
"آیه ۵۹ سوره مباکه احزاب"

در شان نزول این آیه اینگونه آمده است:
آن ايام زنان مسلمان به مسجد مى رفتند و پشت سر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نماز مى گذاردند، هنگام شب موقعى كه براى نماز مغرب و عشا مى رفتند بعضى از جوانان هرزه و اوباش بر سر راه آنها مى نشستند و با مزاح و سخنان ناروا آنها را آزار مى دادند و مزاحم آنان مى شدند، آيه فوق نازل شد و به آنها دستور داد حجاب خود را بطور كامل رعايت كنند تا به خوبى شناخته شوند و كسى بهانه مزاحمت پيدا نكند. (۱)
و در تفسیر آیه آمده است:
اخطار شديد به مزاحمان و شايعه پراكنان !
به دنبال نهى از ايذاء رسولخدا (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و مؤ منان در آيات گذشته ، در اينجا روى يكى از موارد ايذاء تكيه كرده و براى پيشگيرى از آن از دو طريق اقدام مى كند:
نخست به زنان با ايمان دستور مى دهد كه هر گونه بهانه و مستمسكى را از دست مفسده جويان بگيرند، سپس با شديدترين تهديدى كه در آيات قرآن كم نظير است منافقان و مزاحمان و شايعه پراكنان را مورد حمله قرار مى دهد.
در قسمت اول مى گويد: ((اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤ منين بگو روسريهاى بلند خود را بر خويش فرو افكنند تا شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگيرند)) (يا ايها النبى قل لازواجك و بناتك و نساء المؤ منين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلك ادنى ان يعرفن فلا يؤ ذين ).
در اينكه منظور از شناخته شدن چيست ؟ دو نظر در ميان مفسران وجود دارد كه منافاتى با هم ندارند.
نخست اينكه در آن زمان معمول بوده است كه كنيزان بدون پوشيدن سر و گردن از منزل بيرون مى آمدند، و از آنجا كه از نظر اخلاقى وضع خوبى نداشتند گاهى بعضى از جوانان هرزه مزاحم آنها مى شدند، در اينجا به زنان آزاد مسلمان دستور داده شد كه حجاب اسلامى را كاملا رعايت كنند تا از كنيزان شناخته شوند و بهانه اى براى مزاحمت به دست هرزگان ندهند.
بديهى است مفهوم اين سخن آن نيست كه اوباش حق داشتند مزاحم كنيزان شوند، بلكه منظور اين است كه بهانه را از دست افراد فاسد بگيرند.
ديگر اينكه هدف اين است كه زنان مسلمان در پوشيدن حجاب سهل انگار و بى اعتنا نباشند مثل بعضى از زنان بى بند و بار كه در عين داشتن حجاب آنچنان بى پروا و لاابالى هستند كه غالبا قسمتهائى از بدنهاى آنان نمايان است و همين معنى توجه افراد هرزه را به آنها جلب مى كند.
در اينكه منظور از ((جلباب )) چيست مفسران و ارباب لغت چند معنى براى آن ذكر كرده اند:
1 - ملحفه (چادر) و پارچه بزرگى كه از روسرى بلندتر است و سر و گردن و سينه ها را مى پوشاند.
2 - مقنعه و خمار (روسرى ).
3 - پيراهن گشاد.
گرچه اين معانى با هم متفاوتند ولى قدر مشترك همه آنها اين است كه بدن را به وسيله آن بپوشاند (ضمنا بايد توجه داشت ((جلباب )) به كسر و فتح جيم هر دو قرائت مى شود).

اما بيشتر به نظر مى رسد كه منظور پوششى است كه از روسرى بزرگتر و از چادر كوچكتر است چنانكه نويسنده ((لسان العرب )) روى آن تكيه كرده است .
و منظور از ((يدنين )) (نزديك كنند) اين است كه زنان ((جلباب )) را به بدن خويش نزديك سازند تا درست آنها را محفوظ دارد، نه اينكه آن را آزاد بگذارند به طورى كه گاه و بيگاه كنار رود و بدن آشكار گردد، و به تعبير ساده خودمان لباس خود را جمع و جور كنند.
اما اينكه بعضى خواسته اند از اين جمله استفاده كنند كه صورت را نيز بايد پوشانيد هيچ دلالتى بر اين معنى ندارد و كمتر كسى از مفسران پوشاندن صورت را در مفهوم آيه داخل دانسته است .
به هر حال از اين آيه استفاده مى شود كه حكم ((حجاب و پوشش )) براى آزاد زنان قبل از اين زمان نازل شده بود، ولى بعضى روى ساده انديشى درست مراقب آن نبودند آيه فوق تاكيد مى كند كه در رعايت آن دقيق باشند.
و از آنجا كه نزول اين حكم ، جمعى از زنان با ايمان را نسبت به گذشته پريشان مى ساخت ، در پايان آيه مى افزايد: (خداوند همواره غفور و رحيم است) (و كان الله غفورا رحيما) (۲)





از جمله نکات این آیه:
«جلابيب» جمع «جِلباب»، به معناى مقنعهاى است كه سر و گردن را بپوشاند، و يا پارچه بلندى كه تمام بدن و سر و گردن را مىپوشاند.
در آيات گذشته سخن از اذيّت و آزار مؤمنان به دست منافقان بود. اين آيه مىفرمايد: براى آنكه زنان مؤمن مورد آزار افراد هرزه قرار نگيرند، به گونهاى خود را بپوشانند كه زمينهاى براى بىحرمتى آنان فراهم نشود.
بر اساس اين آيه، نوعى روسرى مورد استفادهى زنان آن زمان بوده، لكن زنان در پوشاندن خود از نامحرم دقّت نمىكردهاند. لذا سفارش اين آيه، نزديك كردن جِلباب به خود است، نه اصل جلباب كه امرى مرسوم بوده است.
اين آيه كه فرمان حجاب مىدهد، با تهديد مطرح نشده بلكه فلسفهى حجاب را چنين تبين مىكند: زنان و دختران، اگر بخواهند از متلكها، تهمتها، تهاجمها و تهديدهاى افراد آلوده و هرزه در امان باشند بايد خود را بپوشانند.
آفات بىحجابى
1- رونق گرفتن چشم چرانى و هوسبازى.
2- توسعهى فساد و فحشا.
3- سوء قصد و تجاوز به عنف.
4- باردارىهاى نامشروع و سقط جنين.
5 - پيدايش امراض روانى و مقاربتى.
6- خودكشى و فرار از خانه در اثر آبروريزى.
7- بى مهرى مردان چشم چران نسبت به همسران خود.
8 - بالا رفتن آمار طلاق و تضعيف روابط خانوادگى.
9- رقابت در تجمّلات.
10- ايجاد دلهره براى خانوادههاى پاكدامن. (۳)





و از جمله پیام های این آیه:
1- در امر به معروف، اوّل از خودىها شروع كنيم سپس ديگران. «قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين»
2- در احكام الهى، تفاوتى ميان همسران و دختران پيامبر با ديگر زنان نيست. «لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين»
3- پوشيدن لباسى كه معرّف شخصيّت زن براى تأمين عفّت و آبرو باشد، لازم است. «يعرفن فلا يؤذين»
4- بهانه به دست بيماردلان و مزاحمان عفّت عمومى ندهيد. (در آيات قبل هشدار به اذيّت كنندگان بود، در اين آيه تكليف اذيّت شوندگان را مطرح مىكند.) «يعرفن فلا يؤذين»
5 - رفت و آمد زنان در خارج از منزل، با حفظ عفّت عمومى مانعى ندارد. «يعرفن فلا يؤذين»
6- در امر به معروف و نهى از منكر، دليل امر و نهى خود را بيان كنيد. «فلا يُؤذين»
7- نوع لباس مردم در جامعه، مىتواند معرّف شخصيّت، مكتب و هدف آنها باشد. «يعرفن فلا يؤذين»
8 - سرچشمهى بسيارى از مزاحمتهاى هوسبازان نسبت به زنان و دختران، نوع لباس خود آنهاست. «يعرفن فلا يُؤذين»
9- زنان با حجاب بايد با حضور خود در صحنه، جوّ عمومىِ عفاف و پاكدامنى را حفظ كنند و فرصت مانور را از هوسبازان بگيرند. «يعرفن فلا يؤذين»
10- بد حجابىهاى گذشته قابل عفو است. «غفوراً رحيماً»
11- مغفرت خداوند همراه با رحمت اوست. «كان اللّه غفوراً رحيماً» (۴)
پی نوشت:
(۱) تفسير على بن ابراهيم
(۳) و (۴)تفسیر نور حجه الاسلام والمسلمین محسن قرائتی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توی پرانتز:
آماده ی بحث و پاسخ گویی به سوالات دوستان گرامی در مورد این آیه و تفاسیر آن می باشیم.![]()
اللّهم علَیکَ توَکّلنا و الیکَ اَنَبنا و اِلَیکَ المصیر امین یا رَبَّ العالَمین...
یا لطیف
یادم هست توی دبیرستان، یکی از همکلاسی هایم ، فکر می کرد خیلی حالیَش است! به این و آن تذکر می داد و هِی دور بر میداشت!که چرا شماها اینطورید و این کار را می کنید و ...
اصلا انگار به دنیا آمده بود که عیب و ایراد این آن را بگیرد!!
نمی دانم ، چرا خودش را نمی دید؟!! فکر کنم از بس مشغول ور رفتن و پیله کردن به مردم بود، اصلا وقتی نمی ماند، که بخواهد خودش را هم ببیند!!
همَش باهاش حرف داشتم!
یادمه آخرین بار که یکی از دوستانم را در جمع ضایع کرده بود، بهش گفتم اگر خیلی ادعای مومنی ات می شود، اول برو یه نگاهی به شرایط امر به معروف و نهی از منکر بینداز ...!
نمی دانم چه چیز نصیبت می شود که این و آن را کِنِف کنی؟! می خواهی چه چیز را ثابت کنی ؟
اگر به اسم دین و اسلام این طور رفتار نمی کردی، اینقدر باهات بحث نمی کردم! اما تو داری چهره ی اسلام را خراب می کنی! چرا نمی فهمی؟
چرا وقتی فلانی موهایش بیرون است، توی جمع دست می کنی توی فُکُل هاش (!) و موهاش رو به هم می ریزی، که بگویی چرا موهایت بیرون است؟!!
چرا از چادری ها ، از مومن ها، خاطره ی بد در ذهن بچه ها می گذاری؟ درست است کسی تو را این طور در جمع ضایع کند؟
واقعاً ، خودت این حرف هایی را که می زنی به همشون عمل می کنی؟ اگر به خودت مغرور شوی، زمین می خوری!
از کجا معلوم بعد ها کسی پیدا نشود و تو را کنف نکند؟؟ میخواهی همین الان بگم چند تا از کارهایی که به این و آن می گویی ولی خودت عمل نمی کنی؟
دست بردار!
سعی کن، آدم ها را طوری ببینی و باهاشون حرف بزنی و ازشون انتقاد کنی که دوست داری با تو رفتار کنند...
بهِش برخورد! ولی گذشت اون روزها...
چند وقت پیش اتفاقی توی خیابون دیدمش!خودش را به اون راه زد که مرا نمی شناسد!
اما چه می دیدم؟!؟
کسی که اونقدر ادعای مومنی داشت، امروز حتی دست از حجابش برداشته بود...و با بدترین وضع، توی جامعه دیده می شد...
ویرایش نومه!!
(زین پس به جای واژه ی "پی نوشت" از واژه ی "توی پرانتز " استفاده خواهم نمود!
)
پ.ن!===>>> توی پرانتز:
۱-مورد دیگه اینکه: دبیر ِ دینی ِ اول دبیرستانمان بد اخلاق بود! و خیلی هم به بدحجاب های کلاس و بچه های ِ خلاف ِ کلاس تذکر می داد!هر جلسه که باهاش کلاس داشتیم ، با بدحجاب های کلاس دعوا می کرد!تازه به پدر و مادرشان هم بد و بیراه می گفت!! که بلد نیستند تربیتتان کنند و این حرف ها! تابستون، توی یه کلاس ِ آموزشی بدون اینکه بخواهم با دخترش هم گروه شدم!مانتویی بود و بد حجاب! قیافه اش خیلی شبیه ِ مادرش بود اما شک داشتم!یک بار که مادرش آمده بود دنبالش، شک کردم که این همان معلم ِ ما بود یا نه؟ تا اینکه وقتی ازش پرسیدم، گفت مادرم معلم ِ دینی فلان دبیرستان است! فامیلش را که گفت، مطمئن شدم! خیلی دلم می خواست ، حرف های اون روزهایش را که به پدر و مادر ِ بچه ها می زد به خودش بزنم!اما...
۲-این ضرب المثل "چاه مکن بهر کسی ، اول خودت دوم کسی" عجب ضرب المثل ِ جالبی ست!
۳-به قول ِ استاد مُخبر:به ما فرموده اند : خوش به حال آن كسي كه پرداختن به عيوب خودش او را از پرداختن به عيوب ديگران فارغ كرده است.
خدا عاقبتمان را بخیر کند!
التماس دعا
یا لطیف
گویا؛ ایشان و ایشان ما را دعوت نموده اند به امری به نام (به قول خودشان!!) بازی؟!
خیلی، نمی دانم این به اصطلاح بازی چه فایده ای دارد؟!
بعضی می گویند: بهانه ایست برای تجدید خاطرات!
پست بهترینِ ما که همیشه در دلمان هست! احتیاجی برای تجدید شدن ندارد اصلا!
بعضی می گویند: برای اینکه افرادی که، اون پستِ بهترین رو ندیدن، ببینن!
ولی آخر پست ِ بهترین از نظر من است! شاید به نظر ِ آنها خیلی هم خوب نباشد!!ولی باز این دلیل کمی قانع کننده است!
بعضی هم می گویند: صِرف آپ کردن وبلاگ!
این دلیل هم که خُب خیلی واقعاً مسخره است! خیلی بَدم می آید از آپ کردن های بی مورد!!!
خلاصه اینکه خیلی دلمان خواست تا کسی که استارت ِ این به اصطلاح بازی را زده بشناسیم و بپرسیم چه دلیلی برای این کارش داشته است و چه اصراری بر اینکه هر شخص دو –سه نفر دیگر را هم دعوت کند!!
بالاخره بنا بر "هر چه از دوست رسد نیکوست" ما هم بی خیال پرسش هایمان می شویم و با این سنمان(!) به این به اصطلاح بازی می پردازیم![]()
هر چنددوست دارم، دیگران بهترین پُست ِ وبلاگ را انتخاب کنند اما ، برای اینکه دیگر بیش از این با این، به اصطلاح بازی مخالفت نکنیم و ساز ِ مخالف نزنیم، خودمان بهترین را از نظر ِ خودمان انتخاب می کنیم!!
خب از اولش هم می دانستم کدام پُستم را دوست تر می دارم!اما یه جورایی مجبور شدیم این وقت شب سری به آرشیو ِ خاک خورده ی وبلاگمان بزنیم!
علی رغم اینکه پست های خاطراتیم رو خیلی دوست میدارم (چون بیشتر تداعی کننده لحظات ِ معنوی ام هستند...)
اما ،پُست ِ "اگر شهید باشم،زنده ام ،زنده تر از زنده ها"از بهترین پست هایم بود!
هم از نظر ِ خودم بهترین بود هم از نظر ِ چند نفر ِ دیگر!
آخر می گویند: آنچه از دل بر آید، لاجرم بر دل نشیند!
تنها راه سعادت و رسیدن به کمال بندگی ِ خداست و بندگی ِ او در اطاعت از اوامرش و ترک نواهیش!
همه ی دستورات اسلام در این دو جمله خلاصه شده است:فرمانبرداری از خدا و نافرمانی ِ شیطان !
این برنامه ی اسلام است با غیر اسلام کاری ندارم...
شما دعا کنید!
