بسم رب المهدی (عج)
دلم می خواست روزی روی بادبادکم بنویسم : مهدی جان! دوستتان دارم بیشتر از هر کس
!آن وقت نخ بادبادکم را دور قرص خورشید گره بزنم تا هر کجا که خورشید می رود بادبادکم را همراه خود ببرد تا همه مردم دنیا بدانند من چقدر شما را دوستت دارم
.دلم می خواست شبی ماه را از آسمان به اتاقم بیاورم . چیزی را روی آن بنویسم
.دوباره آن را به جای خود باز گردانم تا وقتی ماهیها قصه گم شدن و پیدا شدن چراغ آسمان ها را برای صدف ها می گویند به آن ها خبر دهند ماه در حالی پیدا شد که روی آن نوشته شده بود : مهدی جان ! دوستتان دارم بیشتر از هر کس
!دلم می خواست روزی سر بر زمین بگذارم و آهسته از رازم با او سخن بگویم تا آن که از چشمه اشک های زمین جویباری روان گردد و هر گاه که شما از کنار آن می گذرید داستان مرا از عطر بنفشه های خودرو بشوید
.دلم می خواست حرف هایم را بر روی بال های رنگین پروانه ها بنویسم تا وقتی گرد شما پرواز می کنند شما را از آن با خبر سازند...
مهدی جان دوستتان دارم...![]()

بسم رب المهدی (عج)
ماه دامن كشان ميدان آسمان را ترك كرد و تاريكي سايه ي سنگين خود را به ماوراي افق ها مي كشيد گويا دنيا مي خواست بار ديگر شكوه و جلال وصف ناپذيري به خود گيرد
با صداي موذن دروازه ي صبح گشوده شد واندكي پس از آن در يكي از خانه هاي سامرا مولودي خجسته و مبارك چشم به جهان گشود مولودي كه تولدش شكوهمند و تبارش پاك و اصيل است . نامش نام رسول خدا (ص) و كنيه اش كنيه ي رسول خدا (ص) معروف به مهدي (عج) او قائم است و منتظر...

بسم رب المهدی (عج)
سلام بر آن مصلح بزرگ و امام عزيز و نور چشم اولين و آخرين ودرود و تحيت بر اميد منتظران
و منجي درماندگان و راهبر واماندگان خدايم را شاكرم كه ايجاد وبلاگ اين حقير را مصادف با
ميلاد مولايم مهدي موعود (عج) قرار داد.![]()
از خداي بزرگ مي خواهم كه ما را مشمول دعوات خاصه حضرت بقيه الله الاعظم (عج) بگرداند و اعمال وگفتارمان را مورد رضايت آن عزيز قرار دهد.
و در مسير سعادت بخش هدايت و نور استوارمان دارد. و از شجره ي طيبه ولايت آل رسول الله _صلوات الله عليهم اجمعين_ جدايمان نفرمايد.![]()
((اللهم عجل لولیک الفرج))

