یا لطیف
بعضی رفقا گیر دادن که این(مطلب قبل از این!) چیه نوشتی ؟!!!!!! منم مجبور شدم ویرایش کنم!![]()
انشاءلله خدا هدایتمان کند!!
عنوان بصری به امام صادق (ع) گفت:یا اباعبدالله!مرا سفارش و توصیه ای کن.
فرمود:تو را به نه چیز سفارش می کنم که آنها توصیه ام به آرزومندان راه خداوند است و از پروردگار خواهانم تا تو را در انجام آنها موفق نماید.سه مورد آن در تربیت و تادیب نفس و سه قسم در صبر و بردباری و سه امر آن در علم و دانش است.پس نگه دارنده این سفارشات باش و مبادا در انجام آنها سستی نمایی.
حضرت فرمودند:
آنچه که در تربیت نفس است:
۱-مبادا چیزی را بخوری که بدان اشتها نداری که این حماقت و نادانی را به همراه دارد
۲-نخور مگر آنگاه که گرسنه شوی
۳-و چون خواستی بخوری به نام خدا ار حلال بخور.
و یادآور سخن رسول الله (ص) را که فرمود:هیچ وقت آدمی ظرفی را بدتر از شکمش پر نکرده است.
پس اگر ناچار به خوردن شد یک سوم شکم را برای طعام و یک سوم برای آب و ثلث دیگر را برای تنفس باز گذارد.
اما سه خصلت صبوری:
1-اگر کسی به تو گوید:اگر سخنی گویی ده برابر می شنوی تو بگو:اگر ده تا بگویی سخنی هم نشنوی.
2-اگر کسی تو را دشنام دهد به او بگو:اگر در گفته ات راستگویی از خداوند خواهانم که از من درگذرد و اگر دروغگویی از خداوند خواهانم از تو در گذرد.
3- اگر کسی تو را تهدید به ناسزاگویی کندد تو او را به خیر خواهی و مراعاتش مژده بده.
اما آن سه که درباره علم است:
1-آنچه را که نمی دانی از دانایان بپرس و مبادا سوالی برای امتحان کردن و به زحمت انداختن از آنان بپرسی!
2-مبادا بر اساس خودرایی و خودمحوری دست به کاری زنی،و در تمام کارهایی که زمینه احتیاط وجود دارد مسیر احتیاط را رها مکن.
3-از فتوا دادن بگریز همان طور که از شیر درنده می گریزی و مراقب باش گردن خویش را پل عبور مردم قرار ندهی.
"حدیث عنوان بصری"
بدون شرح:

"شمیم
دختر عموی من که داره با عموش نماز می خونه!!"
از اینجا در مورد حضور قلب در نماز بخونید.
این هم فایلی که به یکی ار دوستان قولش رو داده بودم حاج منصور ارضی
چه بی خیال نشستیم
نه کوششی نه وفایی
فقط نشستیم و گفتیم خدا کند که بیایی...
یا لطیف
روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
به کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
این شعریه که بارها خوندیم و شنیدیمش! و گاهی ازش بی تفاوت و گاهی هم با تفکر گذشتیم!!ریشه ی افکار ماها ، خواه ناخواه به سوی این مساله بازمی گرده که من کیم؟!
مطمئنا همه ی انسانها در مرحله ای از زندگی خودشون این سوال رو از خود پرسیدن؟!
اما بعید می دونم که همه شون جواب درستی براش یافته باشن!!
مهم اینه که به این سوال یه پاسخ درست و حسابی داده بشه!!
اما...
اما،بعضی ها به خاطر فرار از این سوال حتی صورت مساله رو هم از بین می برند!!
و......
عاقبت اونها چیه؟!
عاقبت کسی که می شکند تا بماند،و حق رو لگدمال می کند تا "خوشبخت"باشد!!
راستی!!
چرا ما انسانها هرگز احساس خوشبختی نمی کنیم، مگر در پناه خدا...؟!
چرا هر کسی به یه دلیلی می ناله! یکی از فقر،یکی از درد،یکی از رنج،...اما ...
آیا واقعا یاد خدا آرامش قلبها نیست؟؟؟
آیا مقصد همه ی ما روبرویی با خدایی نیست که خوشبختی رو در وجود خودمون معنا کرده ؟
خدایی که آرامش رو در عدل،در رفاقت، در صداقت و محبت خلاصه کرده؟
فکر کنم بعضی هامون فراموش کردیم که روحی خدایی داریم،و هر کسی باشیم عاقبت به سوی او باز می گردیم؟!
من،تو و همه ی ما آیتی از آیات خداییم،و هر کدوممون یه زمانی و به یه شکلی به سوی او می شتابیم...
مهم صعوده!!!

مهم این نیست که حالا زمینی ایم! رسیدن به اوج آسمان نهایت ماست! واین معنای بودنه!!
معنای کامل انسان، توی هدفش خلاصه میشه و هدف ما رسیدن به بی نهایتی ِ ابدیه!
من کیستم رو تنها کسانی می تونند معنا کنند، که به هدف رسیده باشن و بیندیشند به این مساله که تو که هستی؟؟؟!!!
بیندیش...!فکر کن...!
و بگذار آرام آرام به این جواب برسی که تو از آن خدایی و خدا مقصد توست!
و این حرف یک استاد چه به جاست اینجا:
بگذار اون چیزی که از تو روی زمین میمونه،فقط نام نیکت باشه!
و روح بلندت به سوی امنیتی جاودانه بشتابه!
من کیستم رو معنا کن، بهش معنا بده! تا در وجودت حسی عظیم از بودن رو بیابی!!
و آنگاه که معنای من کیستم رو یافتی، آن هنگام به هدف رسیده ای...
حضرت علی علیه السلام می فرمایند: خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده، به کجا می رود و کجاست؟
پس وای به حال من اگر تا هنگام مرگ ندانم که
کیستم؟!...
ـــ این روزا " این" دیوونم کرده...!
ـــ روز اول ، روز دوم ، روز سوم...
فیلم روز سوم رو تازه دیدم!! تمام فیلم توی این چند کلمه خلاصه میشد: حمله...غیرت...دفاع...شهادت
فیلم فقط گوشه هایی از اون دفاع بود!با این حال حتی تصورش هم برام سخت بود...
و حال که در آرامش به سر می بریم...مثل اینکه فراموش کرده ایم امنیتمان را مدیون چه کسانی هستیم! ای کاش قدردان باشیم ...با حفظ دینمان، با حفظ ارزشهایمان،با پیشرفتمان ، با سرافراز کردن ملتمان و...راهشان را ادامه دهیم!
ـــ توی شب شعر آقا با شعرا این شعر خانم نغمه مستشار نظامی رو خیلی دوست داشتم!
البته بقیه ی شعرهایی که دوست داشتم رو نتونستم گیر بیارم!!!![]()
گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی
از ما اگر پیشش شکایت کرده باشی
گاهی اگر در چاه مانند پدر آه
اندوه مادر را حکایت کرده باشی
گاهی اگر زیر درختان مدینه
بعد از زیارت استراحت کرده باشی
گاهی اگر بعد از وضو مکثی کنی تا
آیینه ای را غرق حیرت کرده باشی
در سالهای سال دوری و صبوری
چشم انتظاری را شفاعت کرده باشی
حتی اگر بی آنکه مشتاقان بدانند
گاهی نمازی را امامت کرده باشی
یا در لباس ناشناسی در شب قدر
از خود حدیثی را روایت کرده باشی
یا در میان کوچه های سرد و تاریک
نان و پنیر و عشق قسمت کرده باشی
پس بوده ای و هستی و می آیی از راه
تا حق دلها را رعایت کرده باشی
پس مردمکهای نگاه ما عقیمند
تو بوده ای بی آنکه غیبت کرده باشی
ـــ و محتاج دعام....!

