بسم رب الحسین علیه السلام
السلام علیک یا أباعبدلله و علی الأرواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله أبداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار
و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین
و علی علی بن الحسین
و علی اولاد الحسین
و علی اصحاب الحسین
همیشه عکس های حرمش با دلم بازی می کرد!
هر بار که دوستی باهام خداحافظی کرد و گفت دارم میرم کربلا! با بغض التماسش کردم به آقا بگه منو هم بطلبه...به همه می گفتم دعا کنید منم برم...
اما سفر به کربلای حسین (ع) هیچ وقت یه آرزوی دست نیافتنی برام نشد !
هر وقت که من آب می خورم دلم میره کرببلا*** میگه حسین کی میرسه به ضریحت لبهای ما...؟
یادمه لحظه ی تحویل سال ۸۶ یکی از دوستان بهم گفت انشاءلله امسال سالی باشه که بری کربلا!
در جوابش گفتم: مطمئنم که امسال میرم!!!
چندین و چند بار تا پای سفر به کربلا رفته بودم! اما هر بار به دلیلی نشد که بشه!
هر بار حسرت...گلایه...اشک
حسرت زیارت تو مونده تو این دل زارم ***کربلاتو تا نبینم آروم و قرار ندارم
هر بار پی می بردم که هنوز لیاقتش رو پیدا نکردم !
و هر بار عطش وجودم نسبت به کربلاش بیشتر و بیشتر شد!
بارها خوابِ رفتن به کربلا ، و حرم زیبای سیدالشهداء رو دیده بودم!
گاهی وقتا توی خوابم کربلاتو من میبینم ***سینه خیز میام تو صحنت روبرو ضریحت می شینم
اما
این بار متفاوت تر از دفعات قبلی بود!
چه صفایی!
با چشم بسته تا پای ضریح رفتم و تا چشم گشودم من بودم و ضریح زیبایش...
خلوت ِ خلوت !

حسین جان!
یعنی باور کنم که منو فرا خوندی؟
فدای لطف و مهربانیت ارباب...
یکدفعه از خواب پریدم ...
نه خبری از کربلا بود و نه از ضریح و ...
چقدر دلم گرفت...آرزو کردم کاش هیچ وقت از این خواب بیدار نمی شدم...![]()
هر چند کوتاه بود اما به اندازه ی تمام خواب هایی که تا به حال دیده بودم ارزش داشت...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اما ساعتی بعد بهترین خبری که می تونست بهم داده بشه خبر ِ قطعی شدن سفر کربلا بود...
خدای من! یعنی میشه؟ یعنی این بار واقعا دعوت شدم؟
روز عرفه؟ کربلا؟ دعای عرفه توی بین الحرمین...؟!! وای چه صفایی میده...
چطور شکرت را به جا آورم؟!
اشک شوق امانم نمی داد...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شاید اغراق نباشه اگه بگم هنوز هم توی شوکم!
هنوز هم باورش برام سخته...
اگر مشکلی پیش نیاد و آقا واقعا ما رو طلبیده باشن انشاءلله کمتر از ده روز دیگه راهی هستیم...
عاجزانه ازتون می خوام حلالم کنید،حتی اگر ذره ای ناراحتی از من در دلتون هست بگید تا انشاءلله جبران کنم...
چون حلیت شما آسوده باری مرا باعث خواهد شد!!
و
مپندارید می روم تا برای خود باشم
مطمئن باشید از برای شما نیز در راهم
انشاءلله اگر لایق باشم نایب الزیاره ی همه دوستان هستم...

