یا لطیف
ساعت 7:30 صبح کلاس داشتم! دیر از خواب بیدار شدم
! این نت ِ خانمان سوز آدم رو از همه کار وا میداره
(یا زهرا (س) یعنی میشه یا استاد نیاد یا دیرتر از من بیاد؟!!؟)![]()
ساعت 7:50 رسیدم!! هیچ کس سر کلاس نبود! پرس و جو کردم گفتند استاد امروز نمیادش!
ایول استاد قربونت همیشه از این کارا بکن! دلمو شاد کردی خداااا دلتو شاد کنه![]()
داشتم تصمیم می گرفتم زود برم خونه و تخت بخوابم!![]()
ولی دلم نیومد کلاس نزدیک مجلسی (مقبره علامه مجلسی) بود البته پیاده روی داشت هاااا ولی چند وقتی بود سر نزده بودم ...گفتم یه سر میرم اونجا بعد هم میرم خونه!
اصفهانیا می دونن مقبره مجلسی چطور جاییه! حرم داره و ...!
داخل شدم! اَ چه خلوته! دلم یهوو هوای حرم امام رضا (ع) رو کرد! ![]()
کاش الان تو حرم امام رضا (ع) بودم! هیییی ![]()
یا علی بن موسی الرضا (ع) اُطلبنی (فی هذا الشهر
)!
یه گوشه نشستم و در حالی که فکر و ذکرم توی حرم امام رضا (ع) بود و داشتم به شیطونی های یه بچه که به تسبیح های حرم وَر می رفت نگاه می کردم !! یهوو گوشی زنگ خورد!
با صدای گرفته!!!
-سلام
-سلام، خوبی؟ کجایی بابا صبح اول صبحیه؟!
-همین جاهام!! چطور؟
-من پس فردا دارم میرم مشهد ؟؟؟
- جدی؟ خوش به حالت!!با کجا؟
-دانشگاه
-میای؟
- (بغض)آره !تو رو خدااا!! منم میام!
-برو پیش خانم فلانی و ...!
-باشه کِی برم؟
-امروز ساعت 3
-تو رو خدا دعا کن برای منم جور بشه!
-میای انشاءلله
...
یا امام رضا (ع) قربون لطف و کرمت! بطلبم!
مثل پارسال که یه شبه و یهویی دعوتم کردی ! دعوتم کن که خیلی دلتنگتم!
.
.
.

و آقا مثل همیشه ما رو شرمنده کردند!
و ما رو طلبیدند برای ایام نیمه شعبان بریم پابوسشون!
جای همه دوستان خالی زیارت خیلی خوب و نابی بود! نایب الزیاره و دعاگوی همه دوستان بودیم اگر خدا قبول کند!انشاءلله قسمت ِ مشتاقان شود!
انشاءلله در پست های بعدی برخی از ماوقع سفر را شرح خواهم داد!![]()
-----------
خدا می خواست***
یک گنبد طلا با صدها کبوتر در توس به پا کند تا سالها، قبله دلهای هزاران مشتاق باشد و آنان را هر سال به ضیافت زیارت فراخواند.
خدا می خواست***
که او غربت بکشد،اما هزاران ایرانی در پناهش غریب نباشند.
خدا می خواست***
بوی کوچه های مدینه در ایران نیز بپیچد و راه رفتن در آن برای همه محسوس باشد.
و خدا می دانست
هزاران دل در ایران کعبه آمالی می خواهند و خداوند متعال این کعبه را بنا نهاد!
ای کاش بمیرم در صحن و سرایت*****بده دل من را ایوان طلایت

