تبليغاتX
زیبــــاتــریــن شکـــیـــب - یا لیتنا کنـــــــا معک...

 

 

 

زیبــــاتــریــن شکـــیـــب


یا لیتنا کنـــــــا معک...

بسم رب الحسین (ع)

سلام بر حسين(ع) و بر كلامي كه از لبهاي خشكيده اش جاري شد

یا لیتنا کنـــــــا معک...

 

شد کربلا میخانه و بودند شهیدان سر به نی

ساقی حسین بن علی باقی نهاده سر به نی

مستان ز هم گیرند سبو فارق ز حرف و گفتگو

پیمانشان مردانه خو ایمانشان گویی چو کوه

بر لب نمایند ذکر هو ذکر همه باشد ز او

ای دل ز مولایت بگو از جان جانانت بگو

نام حسین کن جستجو جز نام او دیگر مجو

گشته روان خیل عدو تیغ ستمگر بر گلو

خواهر پریشان کرده مو طفلان به دورش های و هو

از هر طرف آید عدو شد با عدو او روبرو

آن زاده ی خیر النسا آن زینب غـــــــــــــم آشنا

گفتا به قوم بی حیا ای لشکر کفر و ریا

نفرین و لعن کبریا باشــــــــد نثار اشقیا

بر نسلتان آید بلا بر بزمتان ناید صفا

کشتید حسینم را چرا؟ نور دو عینم را چرا؟

یا حسین (ع)

گفتا امیر اشقیا آن نابکار دل سیاه

آن کیست چنین پر می زند؟ نعره چو حیدر می زند

گفتند که او زینب بود شیری چو شیر رب بود

گفتا که روزم شب بود جانم سراسر تب بود

این شعله آتش می کشد بر نام ما خط می کشد

او را خموش از نطق خود خونم به جوش از آنچه شد

ناگه لعینی گفت به او راه علاجش این بود

راس حسین آور به رو او بس کـــــــــند از گفتگو

چون جلوه کرد آن سر جدا غوغای محشر شد به پا

زینب خموش و بی صدا رسم ادب آورد به جا

چون تخمه ی تخم زنا شد حاجتش حاجت روا

دیدند جماعت نور حق مولا حسین گوید ز حق

لب از لبش وا می کند سر بر نی و قرآن تلاوت می کند

از ترس رسوایی عیان دست یزید بر خیزران

زد بر لب مولایمان شوری دگر آمد به جان

این صحنه را زینب چو دید دیگر امان از خود برید

زینب ز سوز ماجرا سر را به محمل می زند

خون از جبینش شد روان لرزیده اینک کاروان

گشتند همه زار و فغان در آسمان بی نهان

پیچیده سوز عاشقان آخر شده گویی جهان

سید کمال الدین خردمندان


فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِى الدُّهُورُ ، وَ عاقَني عَنْ نَصْرِك َ الْمَقْدُورُ ، وَ لَمْ أَكُنْ لِمَنْ حارَبَك َ مُحارِباً، وَ لِمَنْ نَصَبَ لَك َ

 الْعَداوَةَ مُناصِباً ، فَلاََ نْدُبَنَّك َ صَباحاً وَ مَسآءً ، وَ لاََبْكِيَنَّ لَك َ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً ، حَسْرَةً عَلَيْك َ ،

 وَ تَأَسُّفاً عَلى ما دَهاك َ وَ تَلَهُّفاً ، حَتّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ  الْمُصابِ ، وَ غُصَّةِ الاِكْتِيابِ...

اگرچه زمانه مرا به تأخير انداخت، و مُقدَّرات الهى مرا از يارىِ تو بازداشت،

 و نبودم تا با آنانكه با تو جنگيدند بجنگم، و با كساني كه با تو اظهار دشمنى كردند

خصومت نمايم،(درعوض)صبح و شام برتو مويِه ميكنم، و به جاى اشك براى توخون

 گريه ميكنم، از روى حسرت و تأسّف و افسوس بر مصيبت هائى كه بر تو وارد شد،

تا جائى كه از فرط اندوهِ مصيبت، و غم و غصّه شدّتِ حزن جان سپارم...

"فرازهایی از زیارت ناحیه مقدسه"

 ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان حضرت حسین ابن علی (ع) را بر دل سوختگان حریم عشقش تسلیت عرض می کنم.

 

التماس دعا



به برادرم مسيح


ثبت نام در اولین لینک باکس مذهبی