بسم رب الحسین علیه السلام

دلهایمان شکسته است و اشک در پشت پلک هایمان همواره بی قراری میکند .

و گریه در سوگ تو ....تنها کاری است که از محبانت بر می آید.

اماما مرا نیز با تو سخنی است که اگر اذن دهی بگویم :

"من در صحرای کربلا نبوده ام و اکنون هزار وسیصد و چهل و چند سال از آن روز گذشته است.

اما مگر نه اینکه آن صحرا بادیه ی هول و ابتلائات است و هیچکس را تا به بلای کربلا نیازموده اند از دنیا نخواهند برد؟

آنان را که این لیاقت نیست رها کرده ام .

مرادم آن کسانند که یالیتنا کنا معکم گفته اند.

پس بگذار مرا که در جمع اصحاب تو بنشینم و سر در گریبان گریه فرو کنم.

شهید آوینی

قسمت هایی از زیارت ناحیه مقدسه که از زیارات سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین است و توسط یکی از نواب اربعه امام زمان (عج) از ناحیه مقدسه آن حضرت رسیده است. را می نویسم.

دوست دارم با معرفت بخونید و اشک بریزید! اصلا امکان نداره بخونید و گریه نکنید!!

زیارت زیاده ولی خیلی زیباست... قسمت های زیباترش رو مینویسم!

چه سلام های زیبایی ...

السّلامُ علی مَن جَعَلَ اللهُ الشِّفاءَ فی تُربَتِه

سلام بر آن کس که خداوند شفا را در تربت پاکش قرار داد.

السّلامُ علی مَن ِ الاِجابَهُ تحتَ قـُـبَّــتِه

سلام بر آن کس که استجابت دعا در زیر قبّه ی او است

السّلامُ علی المُرَمَّل ِ بِالدِّماءِ

سلام بر آن کس که پیکرش پیکرش به خون آغشته گردید.

السّلامُ علی المَهتوکِ الخِباءِ

سلام بر آن کس که حرمت خیمه ی او را شکسته شد.

السّلامُ علی غَریبِ الغُرَباء

سلام بر غریب غریبان

السّلامُ علی شهیدِ الشُهداء

سلام بر شهید شهیدان

السّلامُ علی من بَکـَتهُ مَلائِکهُ السَّماء

سلام بر آن کس که فرشتگان آسمان بر او گریه کردند.

السّلامُ علی الجُیوبِ المُضَرَّجاتِ

سلام بر گریبان های چاک خورده.

السّلامُ علی الشِّفاهِ الـذ ّابِلاتِ

سلام برلب هایی که از شدت عطش خشکیده.

السّلامُ علی النُّفوسِ المُصطَلَماتِ

سلام بر جان های به لب رسیده

السّلامُ علی الارواح ِ المُختَلَساتِ

سلام بر روح های از تن ربوده شده

السّلامُ علی الاَجسادِ العاریاتِ

سلام بر بدن های برهنه و بی کفن

السّلامُ علی الجُسومِ الشّاحِبات

سلام بر بدن هایی که در زیر آفتاب گرم و سوزان رنگشان تغییر یافته.

السّلامُ علی الِّدماءِ السّائِلاتِ

سلام بر خون های جاری شده

السّلامُ علی الاَعضاءِ المُقَطَّعاتِ

سلام بر اعضای قطعه قطعه شده.

أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُشالاتِ

سلام بر آن سرهاىِ بالا رفته (بر نيزه ها)

أَلسَّلامُ عَلَى النِّسْوَةِ الْبارِزات

سلام برآن بانوانِ بيرون آمده (از خيمه هاِ)

أَلسَّلامُ عَلى عَلِىّ الْكَبيرِ

سلام بر على اكبر

أَلسَّلامُ عَلَى الرَّضيـعِ الصَّغيرِ

سلام بر آن شير خوارِ كوچـك

أَلسَّلامُ عَـلَى الاَْبْدانِ السَّليبَةِ

سلام بر آن بدن هاى برهـنه شده

أَلسَّلامُ عَلَى الْمَدْفُونينَ بِلا أَكْفان

سلام بر آن دفن شدگـانِ بدون كفن

أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُفَرَّقَةِ عَنِ الاَْبْدانِ

سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن

أَلسَّلامُ عَلَيْك َ يا مَوْلاىَ وَ عَلَى الْمَلآ ئِكَةِ الْمُرَفْرِفينَ حَوْلَ قُبَّتِك َ ، الْحافّينَ بِتُرْبَتِك

سلام برتو اى مولاى من و برفرشتـگانى كه بر گِـردِ بارگاه تو پَر مى كِشند ، و اطرافِ تُربتـت اجتماع كرده اند.

...

وَ أَمَرَ اللَّعينُ جُنُودَهُ ، فَمَنَعُوك َ الْمآءَ وَ وُرُودَهُ ، وَ ناجَزُوك َ الْقِتالَ ، وَ عاجَلُوك َ النِّزالَ ، وَ رَشَقُوك َ بِالسِّهامِ وَ النِّبالِ ، وَ بَسَطُوا إِلَيْك َ أَكُفَّ الاِصْطِلامِ، وَ لَمْ يَرْعَوْا لَك َ ذِماماً، وَ لاراقَبُوا فيك َ أَثاماً، في قَتْلِهِمْ أَوْلِيآءَك َ ، وَ نَهْبِهِمْ رِحالَك َ ، وَ أَنْتَ مُقَدَّمٌ فِى الْهَبَواتِ ، وَ مُحْتَمِلٌ لِلاَْذِيّاتِ ، قَدْ عَجِبَتْ مِنْ صَبْرِك َ مَلآئِكَةُ السَّماواتِ، فَأَحْدَقُوا بِك َ مِنْ كُلّ ِالْجِهاتِ ، وَ أَثْخَنُوك َ بِالْجِراحِ ، وَ حالُوا بَيْنَك َ وَ بَيْنَ الرَّواحِ ، وَ لَمْ يَبْقَ لَك َ ناصِرٌ ، وَ أَنْتَ مُحْتَسِبٌ صابِرٌ ، تَذُبُّ عَنْ نِسْوَتِك َ وَ أَوْلادِك َ ، حَتّى نَكَسُوكَ عَنْ جَوادِك َ، فَهَوَيْتَ إِلَى الاَْرْضِ جَريحاً ، تَطَؤُك َ الْخُيُولُ بِحَوافِرِها، وَ تَعْلُوكَ الطُّغاةُ بِبَواتِرِها ، قَدْ رَشَحَ لِلْمَوْتِ جَبينُك َ ، وَ اخْتَلَفَتْ بِالاِنْقِباضِ وَ الاِنْبِساطِ شِمالُك َ وَ يَمينُك َ ، تُديرُ طَرْفاً خَفِيّاً إِلى رَحْلِك َ وَ بَيْتِك َ ، وَ قَدْ شُغِلْتَ بِنَفْسِك َ عَنْ وُلْدِك َ وَ أَهاليك َ ، وَ أَسْرَعَ فَرَسُك َ شارِداً ، إِلى خِيامِك َ قاصِداً ، مُحَمْحِماً باكِياً ، فَلَمّا رَأَيْنَ النِّـسآءُ جَوادَك َ مَخْزِيّاً

وآن ملعون لشكريانش رافرمان داد، تاتورا ازآ ب واستفاده آن منع نمودند،وباتوقتال نمودند، وبه جنگ ومبارزه باتوشتافتند، وتيرهاوخدنگهابسوى توپرتاب نمودند، وبراى استيصال وناچار نمودن تو دست دراز كردند، و حُرمتى براى تومراعات نكردند، وازهيچ گناهى درموردتوخوددارى ننمودند، چه دركشتن آنهادوستانت را، و چه درغارت اثاثيه خيمه هايت، (بارى)تودرگَرد وغُبارهاى جنگ پيش تاختى، وآزارواذيّتهاى فراوانى تحمّل نمودى، آنچنانكه فرشتگانِ آسمانها ازصبر و شكيبائى توبه شگفت آمدند،پس دشمنان از همه طرف به تو هجوم آوردند، و تورا به سبب زخم ها و جراحتها ناتوان نمودند، و راه خلاص ورفتن برتو بستند، تاآنكه هيچ ياورى برايت نماند، ولى توحسابگر(عمل خويش براى خدا)و صبوربودى، اززنان وفرزندانت دفاع وحمايت مينمودى، تاآنكه تورااز اسبِ سوارى ات سرنگون نمودند، پس بابدن مجروح برزمين سقوط كردى، درحاليكه اسبها تورابا سُم هاى خويش كوبيدند،وسركشان باشمشيرهاى تيزِشان برفرازت شدند، پيشانىِ تو به عرقِ مرگ مرطوب شد، و دستانِ چپ و راستت به باز و بسته شدن در حركت بود ، پس گوشـه نظرى به جانب خِيام و حَرَمَت گرداندى، در حاليكه از زنان و فرزندانت(روگردانده)به خويش مشـغول بودى ، اسبِ سوارى ات با حال نفرت شتافت ، شيـهه كشان و گريـان، بجانبِ خيمه ها رو نمود ، پس چون بانوانِ حَرَم اسبِ تيز پاى تو را خوار و زبون بديدند...

وَ نَظَرْنَ سَرْجَك َ عَلَيْهِ مَلْوِيّاً ، بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ ، ناشِراتِ الشُّعُورِ عَلَى الْخُدُودِ ، لاطِماتِ الْوُجُوهِ سافِرات ، وَ بِالْعَويلِ داعِيات ، وَ بَعْدَالْعِزِّ مُذَلَّلات، وَ إِلى مَصْرَعِك َ مُبادِرات، وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِكَ، وَ مُولِـغٌ سَيْفَهُ عَلى نَحْرِك َ ، قابِضٌ عَلى شَيْبَتِك َ بِيَدِهِ ، ذابِـحٌ لَك َ بِمُهَنَّدِهِ ، قَدْ سَكَنَتْ حَوآسُّك َ، وَ خَفِيَتْ أَنْفاسُك َ ، وَ رُفِـعَ عَلَى الْقَناةِ رَأْسُك َ ، وَ سُبِىَ أَهْلُك َ كَالْعَبيدِ ، وَ صُفِّدُوا فِى الْحَديدِ ، فَوْقَ أَقْتابِ الْمَطِيّاتِ ، تَلْفَحُ وُجُوهَهُمْ حَرُّ الْهاجِراتِ، يُساقُونَ فِى الْبَراري وَالْفَلَواتِ ، أَيْديهِمْ مَغلُولَةٌ إِلَى الاَْعْناقِ ، يُطافُ بِهِمْ فِى الاَْسْواقِ ، فَالْوَيْلُ لِلْعُصاةِ الْفُسّاقِ ، لَقَدْ قَتَلُوا بِقَتْلِك َ الاِْسْلامَ

و زينِ تورابراو واژگونه يافتند، ازپسِ پرده ها(ىِ خيمه) خارج شدند،درحاليكه گيسوان برگونه هاپراكنده نمودند، بر صورت ها طپانچه مى زدندو نقاب ازچهره هاافكنده بودند، وبصداى بلندشيون ميزدند،وازاوجِ عزّت به حضيض ذلّت درافتاده بودند،وبه سوىِ قتلگاه تو مى شتافتند، درهمان حال شِمرِملعون برسينه مباركت نشسته،وشمشيرخويش رابرگلـويت سيراب مينمود، بادستى مَحاسنِ شريفت را درمُشت ميفِشرد،(وبادست ديگر)باتيغِ آخته اش سراز بدنت جدامى كرد، تمامِ اعضاوحواسّت ازحركت ايستاد، نَفَسهاىِ مباركت درسينه پنهان شد ،وسرِمقدّست برنيزه بالارفت، اهلوعيالت چون بردِگان به اسيرى رفتند، ودرغُل وزنجيرآهنين برفرازجهازِشتران دربندشدند، گرماى (آفتابِ) نيمروز چهره هاشان مى سوزاند ، درصحراها وبيابانها كشيده ميشدند، دستانشان به گَردَنهازنجيرشده،درميان بازارها گردانده ميشدند،اىواى براين سركشان گناهكار!،چه اينكه باكُشتنِ تواسلام را كُشتند...

یا لیتنا کنا معک...

التماس دعا